می خواهی روی دستم بمانند و نه خودت،بلکه هیچ کس خریدار آنها نباشد؟ تو نمیدانی چه روزهایی بدون تو از صبح تا غروب نشسته ام و انتظاررا بر تن عریان لحظه هایم کرده ام تا هیچ نامحرمی تنهایی این لحظه هایم را لمس نکند و به خیال یک هوس زود گذر شریک لحظه هایم نشود و بر تنهایی ام تجاوز نکند.اینقدر این انتظار را کش بده که پاره شود و دلم از دلتنگی رها ...
محبوبم، بیا و مردانگی کن نه بخاطر من بخاطر خدا برگرد و نگذار مرگ انتظار مرا به حراج بگذارد بیا مردانگی ات را نشان بده و انتظار من را یک جا بخرمحبوبم، نگذار روی دستم بمانند من تمام زمستان برای تو چشم دوخته ام.
همه چی آرومه ...ما را در سایت همه چی آرومه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162